ارزیابی تأثیر حاکمیت شرکتی بر مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده دربورس 

قسمتی از متن پایان نامه :

در کشور آلمان استانداردهایی دربخش تجارت تدوین گردیده می باشد که صرفاً صد شرکت پذیرفته شده دربورس این کشور را شامل می گردد. عملیات این کشورها تحت کنترل هیأت نظارت قرار دارد واین استاندارد منحصراً به آن دسته از شرکت هایی مربوط می گردد که دارای بیش از 2000 کارمند  می باشند به طوری که نیمی از هیأت نظارت توسط این شرکتها انتخاب می شوند . بانک های آلمانی نیز به عنوان بانک های عمومی قادرند درسهام شرکتها سرمایه گذاری نمایند.

از سوی دیگر ساختار مالکیت شرکت های بزرگ درکشور آلمان تا حد زیادی به صورت متمرکز اداره می شوند. ادواردز و نیبلر[1] درسال 2000 نشان داده اند که حاکمیت شرکتی درکشور آلمان بیش از آنکه ناشی از تأثیر بانکها باشد برگرفته از مسئله تمرکز مالکیت درشرکت های این کشور می باشد. (همان منبع ،ص58)2.

 

5-2. گفتار پنجم: سرمایه گذاران نهادی

1-5-2. تأثیر سرمایه گذاران نهادی

دردودهه اخیر بازارهای سرمایه شاهد حضور ذی نفعان جدیدی درجمع مالکین شرکتها بوده اند، که درادبیات مربوط نام سرمایه گذاران نهادی به آنها داده شده می باشد . حضور این گروه درعرصه مالکیت با در نظر داشتن میزانی از سهام که نزد ایشان متمرکز می گردد توجه پژوهشگران را در دوحوزه متفاوت به خود جلب کرده می باشد.

حوزه نخست ، مبتنی برنقشی می باشد که حضور سرمایه گذاران نهادی  می تواند در محدود کردن معضلات ناشی از نمایندگی و بیشینه سازی منافع سهامداران بازی کند. حوزه دیگر این تأثیر در گستره عملکرد اجتماعی شرکتها و قالب ذی نفعان سازمانی دنبال می گردد. (داداشی،1388،ص80)3.

درنیمه دوم قرن بیستم سرمایه گذاران نهادی اگرچه از تأثیر اساسی برخوردار نبودند ، لیکن تأثیر قابل ملاحظه ای در تعیین ترکیب بازار سرمایه داشته اند. به عنوان مثال در آمریکا مجموع مالکیت سرمایه گذاران نهادی از 1/6 درصد درسال 1950 به 50درصد درسال 2002رسیده می باشد. هر چند حضور سرمایه گذاران نهادی به عنوان یک پیش شرط درایجاد بازار و توسعه خصوصی سازی اقدام نمی کند، لیکن تأثیر قابل ملاحظه ای  درانباشت منابع مالی وفعال سازی بازار سرمایه اعمال می نماید.

 

 

به عنوان مثال درکشور شیلی وجوه بازنشستگی که ازانباشت منابع مربوط به سرمایه گذاران جزء حاصل شده می باشد سهم بسزایی دربازار سرمایه دارد، اما با این تفاصیل حجم فعالیت های مربوط به نهادهای سرمایه گذار دراقتصادهایی که برتوزیع حاکمیت تأکید دارند متفاوت می باشد(رجبی،1386، ص39)1.

اغلب نهادهای مالی وشرکت های سرمایه گذاری با فروش سهم خود وجوهی را جمع آوری کرده وسپس از محل منابع تأمین شده به خرید مجموعه ای از اوراق بهادار ودارایی های مالی دیگر اقدام می کنند. درواقع این نهادها ، سرمایه گذاران کوچک و متوسط را در بازار نمایندگی می کنند، که نوعاً نمایندگی افراد متخصص برای غیر متخصصان می باشد. از این منظر حضور سرمایه گذاران نهادی در بازارهای مالی دونقش مهم را اعمال می کند .نخست آنکه با متنوع ساختن دارایی های مالی خریداری شده وایجاد ترکیب مناسب ازآنها ، ریسک خود را به حداقل می رسانند. سرمایه گذاران کوچک خود از چنین امکانی برخوردار نیستند وبا ریسک به مراتب بیشتری در صحنه این بازار به بازی می پردازند.دیگر آنکه ، نهادها به علت برخورداری از تخصص های لازم برای نقد و مطالعه فعالیت و عملکرد مدیران شرکتها توانایی به مراتب بیشتری درکنترل مدیران دارند (داداشی،1388،ص82)2.

 

2-5-2. علت های رشد سرمایه گذاران نهادی

نکته قابل توجه در ارتباط با سرمایه گذاران نهادی ، رشد روزافزون آنهاست.علت رشد سرمایه گذاران نهادی رادر عواملی بایستی جست که در عرضه و تقاضای موجود برای خدمات این نهادها ریشه دارند. برای نمونه کارآیی بیشتر آنها درارائه خدمات درمقایسه با سهامداری مستقیم ، سرمایه گذاری ازاین طریق را برای خانوارها تسهیل می کنند. توانایی نهادها درمتنوع سازی ، قدرت نقدینگی زیاد ، اعمال کنترل های سازمانی مناسب و قدرت بهره وری از پیشرفت های تکنولوژی عواملی هستند که در عرضه خدمات توسط ایشان مؤثر می افتند.از ناحیه تقاضا نیز عواملی مانند تغییرات جمعیت ، آگاهی و آشنایی بیشتر سهامداران جزء با بازارهای مالی ورشد سطح ثروت جامعه ، بستر را برای رشد فعالیت نهادها فراهم می آورند.

عوامل فوق موجب رشد این نهادها در بازارهای مالی بوده اند ، لیکن وجه متمایزکننده این نهادها  در امکانی می باشد که برای تجمیع یا یک کاسه کردن ریسک 3 فراهم می آورند. وظیفه اصلی نهادها ، تجمع ریسک های سرمایه گذاران کوچک می باشد.

1- Edwards And  Nibler,2000

3-Risk  Pooling

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

 

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

      ارزیابی تأثیر حاکمیت شرکتی بر مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1384 تا 1387 می باشد.

اهداف بعدی:

  • ایجاد اطمینان و افزایش اعتماد سرمایه گذاران خرد:چنانچه اثربخشی حاکمیت شرکتی برمدیریت سود مورد تأیید قرار گیرد ، با برقراری سامانه های نظارتی و مقرراتی کارا در بازار سرمایه ، ریسک سرمایه گذاری کاهش می یابد . درنتیجه سرمایه گذاران خرد با اطمینان بیشتر اقدام به تحصیل سهام شرکت هایی می نمایندکه درآنها ساز و کارهای  حاکمیت شرکتی بیشتری بکار رفته می باشد.
  • کمک به هیأت های تدوین کننده استاندارد و ومراجع تدوین کننده قوانین و مقررات :این مراجع با در نظر داشتن نتایج پژوهش ، بایستی استانداردها و مقرراتی را وضع کنند که امکان مدیریت سود را به مدیران ندهد.به گونه مثال استاندارد نویسان بایستی در ارتباط با اقلام تعهدی اختیاری استانداردهایی راوضع کنند که اعمال مدیریت سود با دستکاری این اقلام توسط مدیریت امکان پذیر نباشد.

 پایان نامه ارزیابی تأثیر حاکمیت شرکتی بر مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده دربورس 

 پایان نامه ارزیابی تأثیر حاکمیت شرکتی بر مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده دربورس

پایان نامه - تز - رشته حسابداری